محمدرضا زاهدی ۹ شهریور ۱۴۰۲ کارآفرین

 8 دلیل اصلی شکست استارتاپ ها

عوامل شکست استارتاپ ها چیست؟

سفر در دریاهای آزاد کسب و کار به عنوان یک استارتاپ دشوار است. از ابتدای مسیر باید بدانیم که احتمال شکست بالاست؛ طبق آمار این احتمال 90 درصد است! دلایل مختلفی برای شکست استارتاپ ها وجود دارد، اما درک مشکلات احتمالی و نحوه اجتناب از آنها می‌تواند به بنیان‌گذاران کمک کند تا استراتژی بهتری بسازند و در نهایت به موفقیت دست یابند. در ادامه به برخی از دلایل مهم شکست استارتاپ ها میپردازیم:

1. مشکلات مالی:

جای تعجب نیست که مشکلات مالی یکی از رایج ترین دلایل شکست استارتاپ ها هستند. مشکلات مالی متفاوتند، اما در نهایت به این معناست که شرکت پول کافی برای ادامه دادن ندارد. برخی از رایج ترین انواع مشکلات مالی عبارتند از:

 

  • کمبود سرمایه
  • عدم توانایی در تامین مالی
  • درآمد کم
  • مشکلات جریان نقدینگی

برای برخی از استارتاپ ها مشکلات مالی قبل از شروع هر کاری وجود داشته، آنها می فهمند که نمی توانند رشد کنند و از ابتدا سرمایه کمتری دارند. برخی خوب شروع میکند اما در تلاش برای به دست آوردن منابع مالی با مشکل مواجه می شوند .

تأمین مالی برای فاز توسعه‌ و ایجاد زیرساخت‌ برای رشد، ضروری است. برخی در رسیدن به نقاط عطف بازاریابی و فروش شکست می‌خورند و باید با نتیجه ی درآمد کم کنار بیایند. یکی دیگر از دلایل بی پولی استارتاپ ها، سوءمدیریت سرمایه و صرف پول برای چیزهای غیر ضروری است.

شکست استارتاپ

2. تیم ناکارآمد:

سفر کارآفرینی بدون تیم کارآمد کاملا غیرممکن است. کار تیمی برای جلوگیری از شکست استارتاپ ها الزامی است. در تشکیل و مدیریت تیمتان باید به موارد زیر توجه کنید:

اعضای تیم باید قابلیت های متفاوتی داشته باشند و مکمل یکدیگر باشند. یک مشکل وجود تیم هایی از افراد بیش از حد همفکر است. این مانع از بحث ایده‌ها و گزینه‌های جدید یا بهتر می‌شود.

تیمی متشکل از ذهن‌های هوشمند و مبتکر همیشه یک امتیاز مثبت است؛ با این حال، فقدان دانش و تجربه تجاری تاثیر عمیقی خواهد داشت.

عدم نظارت تیمی می‌تواند به این معنا باشد که مشکلات تا زمانی که فاجعه‌بار شوند، کنترل نمی‌شوند، بنابراین مطمئن شوید تعارض هایی که درتیم پیش می آید را شناسایی و حل کنید.

تیم نامناسب در استارتاپ

داشتن یک تیم هوشمند و به روز یک سرمایه برای هر کسب و کاری در دراز مدت است. شما و هم بنیانگذاران آن باید مهارت و دانش باورنکردنی برای مقابله با رقابت در بازار داشته باشید. همچنین باید در جذب اعضای تیم گزینشی عمل کنید و برای آموزش مداوم خودتان و تیمتان برنامه ریزی داشته باشید.

3. مسائل مربوط به مشارکت (هم بنیانگذاران و سرمایه گذاران)

یک شرکت ممکن است بهترین ایده یا محصول و سودآوری عظیم را داشته باشد. با این حال، اگر بنیانگذاران یا شرکا نتوانند با هم کنار بیایند، باز هم منجر به شکست استارتاپ خواهد شد. اختلاف نظرها مانع از تضمین قراردادها یا تامین مالی و اجرای برنامه ها می شود. برخی از عواملی که می تواند منجر به مشکلات مشارکت شود عبارتند از:

 

  •       واضح نبودن سلسله مراتب
  •       حجم کاری نامتعادل
  •       عدم وجود توافق نامه های کتبی
  •       اختلافات حل نشده
  •       تکراری شدن نقش ها

قبل از شروع کار به عنوان شریک در تجارت، مسیر های قانونی را طی و توافقات را به صورت کتبی ثبت کنید. همچنین در مسیر با شریک خود روراست باشید و سعی کنید مشکلات را به صورت واضح بیان کنید تا به کمک یکدیگر به حل آن بپردازید و در نتیجه احتمال شکست استارتاپ خود را تا حد امکان کاهش دهید.

4. مشکلات رهبری:

رهبری که معتقد است همه چیز را میداند یک نشانه ی مهم برای پیش بینی شکست استارتاپ هاست.  آنها ممکن است در یک زمینه متخصص باشند و موفقیتی در رزومه داشته باشند و این می تواند یک حس اعتماد به نفس کاذب در انها ایجاد کند. این افراد ممکن است بر این باور باشند که هر کجا که بروند و هر کاری که انجام دهند، موفقیت آنها را دنبال خواهد کرد.

فقدان تواضع دستورالعملی برای فاجعه است.

یک رهبر ممکن است در زمینه یا خدماتی که کسب‌وکار در آن است، متخصص باشد، اما به این معنی نیست که آنها یک متخصص تجارت نیز هستند. مهم است که آنها آگاه باشند که همه چیز را نمی دانند. رهبران خوب، کمک و مشاوره می خواهند. آنها تیمی را می سازند که در آن، برای هر جنبه ای از کسب و کار متخصصی وجود دارد.

یک رهبر باید ویژگی های رفتاری زیادی داشته باشد تا به صورت موفق عمل کند و فقدان هر کدام از آنها میتواند مشکل ساز باشد؛ اگر در جایگاه رهبری یک تیم قرار دارید مطمئن شوید که این ویژگی ها را در خود تقویت میکنید.

نقش رهبری در شکست استارتاپ

5. چالش های حقوقی

مشکلات حقوقی شایع ترین علت شکست استارتاپ ها نیستند. اما چیزی به نام یک مشکل حقوقی کوچک وجود ندارد و هر نوع مشکل حقوقی می تواند فاجعه به بار آورد.

از همان ابتدا کارشناسان حقوقی را انتخاب کنید و با مشاوران حقوقی ارتباط برقرار کنید. مشکلات حقوقی بسیاری از استارتاپ ها را قبل از رسیدن به بازار غرق کرده است. این امر به‌ویژه در مورد صنایعی که به شدت تنظیم شده یا دارای مالکیت معنوی هستند صادق است.

تحقیق کامل در مورد مقرراتی که بر یک محصول یا صنعت خاص تأثیر می‌گذارد، کلیدی است. مقامات حاکم و تنظیم کننده استارتاپ خود را شناسایی کنید و تکالیف خود را انجام دهید. زمان و هزینه‌ای که در آغاز کار انجام می‌شود،در بلندمدت ارزش خود را نشان می دهد.

6. مشکلات بازاریابی

عدم درک کامل بازار و روش های بازاریابی غلط برابر است با شکست استارتاپ!! اگر شما یک محصول خوب طراحی کنید، اما شرکت نتواند محصول را به بازار عرضه کند، آنگاه کسب و کار شما به آخر خط رسیده!

هر استارتاپی باید استراتژی ها و بودجه بازاریابی خود را متمرکز کند. داشتن یک بازار هدف نامشخص یا بیش از حد بزرگ به معنای افزایش هزینه‌های بازاریابی است. بسیاری از استارتاپ‌ ها بی‌اطلاع از جمعیت هدف خود به این کار دست می‌زنند. 

باز هم، آنچه را که نمی دانید، یاد بگیرید. کارشناسانی را پیدا کنید که می توانند به شناسایی بازار هدف کمک کنند. همچنین باید موضوع زمان بندی را در نظر بگیرید که در عنوان بعد بیشتر به آن پرداخته شده. رایج ترین اشتباهات بازاریابی که موجب شکست استارتاپ ها می شود عبارتند از:

 

  • عدم تعریف بازار هدف
  • عدم استفاده از افراد متخصص در بازاریابی
  • عدم آزمایش آمادگی بازار

7. زمان نادرست برای عرضه محصول

زمان بندی مناسب برای ارائه یک محصول در بازار، بخش مهمی از موفقیت یک کسب و کار استارتاپی است. 10 درصد از شکست استارتاپ ها به دلیل عرضه محصول در زمان نامناسب است. عرضه زودهنگام یک محصول بدون در نظر گرفتن نیاز و امادگی  بازار منجر به شکست و از دست دادن تجارت می شود. 

 همچنین، اگر ایده یا محصول شما خیلی دیر ارائه شود، محصول شما با سایر رقبای با تجربه در بازار مواجه خواهد شد. بنابراین، زمان‌بندی صحیح راه‌اندازی مهم‌ترین نکته در مورد بازاریابی یک استارتاپ موفق است.

bill gross در سخنرانی خود بیشتر راجب اهمیت زمان ارائه محصول صحبت می کند.

8. تحقیقات بازار ضعیف:

با توجه به تحقیقات متعدد، واضح است که اکثر استارتاپ ها در سال های اولیه فعالیت خود، به دلیل تحقیقات ناکافی در مورد تقاضاها و نیازهای موجود در بازار سقوط می کنند. رایج ترین مشکل این است که نیاز بازار و تقاضای مشتری برای خدمات یا محصولی که ارائه می دهند وجود ندارد. نکته ساده برای جلوگیری از شکست استارتاپ، تحقیق و تحلیل عمیق است که به شما کمک می کند تا نیاز بازار را دقیق مشخص کنید.

کارآفرینان معمولاً در هنگام تأسیس استارتاپ ها یک اقدام اشتباه انجام می‌دهند؛ آنها از ابتدا مشکل را شناسایی نمی‌کنند. در واقع محصول یا خدماتی را می‌سازند که هیچ‌کس به آن نیاز ندارد و نمی‌خواهد داشته باشد، زیرا از قبل در بازار وجود دارد یا برای اکثر افراد در بازار نیاز اولیه نیست. برای کاهش نرخ شکست و ریسک یک محصول تجاری، باید یاد بگیرید که ابتدا مشکل را شناسایی کنید و پس از یافتن راه حل برای آن، بتوانید محصول خود را بسازید.

باید تلاش کنید با استفاده از ابزار مختلف تا حد امکان  بازار و کاربر نهایی خود را بشناسید و همچنین با ارتباط مداوم با مشتریان اولیه، محصول خود را با توجه به بازخورد آنها و بازار ارتقا دهید تا هر چه بیشتر به  نیاز واقعی و برطرف کردن آن نزدیک شوید و در نتیجه از شکست استارتاپ خود جلوگیری کنید.

سخن آخر

این دلایل رایج شکست استارتاپ ها، ممکن است واضح به نظر برسند اما مشکل این است که تنها به یکی از آنها نیاز است تا یک استارتاپ غرق شود. بنابراین مهم است که واقع بین باشیم؛ استارتاپ خود را بررسی کنید و نقاط ضعف را شناسایی کنید، مهارت های خود را ارتقا دهید و در عین حال از افراد متخصص استفاده کنید و سعی کنید محصول، مشتری و بازار خود را به طور کامل بررسی کنید.

امید که شما و تیمتان جزء ده درصد استارتاپ های موفق باشید.

منابع